على محمدى

122

شرح اصول استنباط ( فارسى )

2 - باب شرائط شرعيه كه آن هم بدليل خارجى و بدلالت لفظيه اثبات شده مثلا وقتى مولى امر به ذى المقدمه‌اى كرده مثلا مىفرمايد : صلّ و بعد هم مقدمه‌اى را بيان مىكند كه لا صلوة الّا بطهور اين در حقيقت مبين آن خطاب كلى است و روى همرفته معناى دو خطاب اينست كه اقم الصلاة التى لا توجد صحيحا الّا مع الطهارة يا مستقيما به مقدمهء شرعيه امر شده باشيم مثل آيه ششم سورهء مائده كه مىفرمايد : « إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ . . . و ان كنتم جنبا او لمستم النساء . . . فاطهروا - فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً . . . » * ( البته به مصنف اين اعتراض وارد است كه گاهى ممكن است وجوب شرعى مقدمه‌اى بدليل اجماع ثابت شود كه آن ديگر دليل لفظى نيست تا دلالت لفظيه باشد بلكه دليل لبى است ) . قوله : و الذى يويّد : شاهد ما بر اينكه غير از اجزاء و شرائط شرعيه ساير مقدمات يعنى شرائط عقليه وجوب شرعى ندارند و دلالت لفظيه‌اى در كار نيست آنست كه : هر واجبى كم يا بيش داراى مقدمات عديده‌اى است كه براى اتيان به آن واجب و ذى المقدمه از انجام همهء آنها ناگزير هستيم و اى چه بسا مثلا صد مقدمه داشته باشد آنگاه اگر ما بگوئيم تمامى اينها وجوب شرعى مولوى دارند و بعد هم قول كسانى را بپذيريم كه مىگويند : ثمره وجوب شرعى مقدمه آنست كه بر هر مقدمه‌اى جداگانه ثواب و عقاب مترتب مىشود پس بايد بگوئيم : اگر كسى ذى المقدمه را با همهء صد مقدمهء آن ترك نمود صد و يك عقاب داشته باشد و اگر همه را انجام داد و صد و يك ثواب داشته باشد و يا به حكم آيهء شريفهء مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها هزار و ده ثواب داشته باشد و اگر 50 مقدمه را انجام داد به همان اندازه ثواب و به نسبت عقاب داشته باشد و چنين مطلبى اولا بسيار بسيار بعيد است و احدى را سراغ نداريم كه بدان ملتزم باشد و ثانيا اگر چنين حقيقت مهمى بود حتما ائمه